پژوهشكده تحقيقات اسلامى
73
سرداران صدر اسلام (فارسى)
در جنگ با خوارج در جنگ نهروان على ( ع ) صف آرايى لشكر مىكرد ، و فرماندهان سپاه را تعيين مىنمود ، آن حضرت در اين نبرد فرماندهى پياده نظام را به ابوقتاده سپرد . « 1 » سالم بن عبدالله از ابوقتاده نقل كرده است كه همراه اميرمؤمنان عليهالسّلام در پيكار با اهل نهروان حضور داشتيم و ماشصت يا هفتاد تن از انصار بوديم و من فرمانده پياده نظام بودم ، وقتى به مدينه بازگشتيم به ديدن عايشه رفتيم او جوياى احوال از ماشد ، ما جنگ با خوارج را به اطلاع او رسانديم گفت : « سخن ايشان چه بود ؟ » گفتيم : « آنها اميرمؤمنان ( ع ) و عثمان و تو را دشنام مىدادند و شما را تكفير مىكردند . » مانيز با آنها پيكار كرديم و على ( ع ) پيشاپيش ما سوار بر استر رسول خدا صلى الله عليه و آله بود ، كه ناگاه بر يك گروه از كشتگان ايستاديم . على ( ع ) فرمود : « آنها را بگردانيد ، » ما نيز آنها را گردانيديم ناگهان مرد راى ديديم كه روى شانههايش مانند پستانك پستان قرار داشت . على ( ع ) فرمود : « الله اكبر ! دروغ نگفتم و به من دروغ گفته نشده ، درآن هنگام كه پيامبر ( ص ) غنايم حنين را تقسيم مىكرد همراه آن حضرت بودم كه اين مرد آمد و گفت : اى محمد عدالت پيشه كن كه به خدا سوگند رفتارت عادلانه نيست ، رسول خدا ( ص ) به او فرمود : مادرت به عزايت بنشيند ، اگر من عادل نباشم پس كى عادل است ؟ در آن حال عمر گفت : بگذار گردن اين منافق را بزنم . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : رهايش كن
--> ( 1 ) . الأمامة والسياسة ، ابن قتيبه دينورى ، ج 1 ، ص 128 ؛ تاريخ طبرى ، ج 5 ، ص 85 ؛ كامل ، ابن اثير ، ج 3 ، ص 345 ؛ الفصول المهمه ، ابن صباغ ، ص 110 .